همیشه در سخنرانی های بهمن رجبی، نقل قولها و اشعار احمد شاملو را میشنویم... رجبی بعد از مدتها سکوت در برنامه ای که برای بزرگداشت مقام شاعر معاصر احمد شاملو برگزار شده بود به نوازندگی و سخنرانی پرداخت. بهمن رجبی از دوستان قدیمی احمد شاملو بود و در زندگی و منش او هم میشود رد خط فکری احمد شاملو را دید.
رجبی با اینکه نوازنده ساز کوبه ای است، نزدیکترین دوست موسیقیدان شاملو بود. در واقع افکار مترقی رجبی او را در جایگاهی فراتر از دیگر نوازندگان تاریخ تنبک نوازی و سازهای کوبه ای قرار داده، او نه تنها یک روشنفکر در مسائل اجتماعی محسوب میشود، افکار او تاثیر عمیقی هم در موسیقی و هنرش داشته است.
بهمن رجبی در ماه های اخیر به فعالیت خود افزوده و در کنسرتی به همراهی گروه صنم، جسورانه نیمی از کنسرت را به اجرای قطعات نفس گیر خود پرداخت که این توانایی او در این سن، تحسین برانگیز است.
در سالگرد شاملو این شعر شاملو را تقدیم به بهمن رجبی و دوستداران این دو دوست میکنیم:
برای شما که عشق ِتان زندهگیست
شما که عشقِتان زندگیست
شما که خشمِتان مرگ است،
شما که تاباندهاید در یأسِ آسمانها
امیدِ ستارگان را
شما که به وجود آوردهاید سالیان را
قرون را
و مردانی زادهاید که نوشتهاند بر چوبهی دارها
یادگارها
و تاریخِ بزرگِ آینده را با امید
در بطنِ کوچکِ خود پروردهاید
و شما که پروردهاید فتح را
در زهدانِ شکست،
شما که عشقِتان زندگیست
شما که خشمِتان مرگست!
شما که برقِ ستارهی عشقید
در ظلمتِ بیحرارتِ قلبها
شما که سوزاندهاید جرقهی بوسه را
بر خاکسترِ تشنهی لبها
و به ما آموختهاید تحمل و قدرت را در شکنجهها
و در تعبها
و پاهای آبلهگون
با کفشهای گران
در جُستجوی عشقِ شما میکند عبور
بر راههای دور
و در اندیشهی شماست
مردی که زورقاش را میراند
بر آبِ دوردست
شما که عشقِتان زندگیست
شما که خشمِتان مرگ است!
شما که زیبایید تا مردان
زیبایی را بستایند
و هر مرد که به راهی میشتابد
جادوییِ نوشخندی از شماست
و هر مرد در آزادگیِ خویش
به زنجیرِ زرینِ عشقیست پایبست
شما که عشقِتان زندگیست
شما که خشمِتان مرگ است!
شما که روحِ زندگی هستید
و زندگی بی شما اجاقیست خاموش،
شما که نغمهیِ آغوشِ روحِتان
در گوشِ جانِ مرد فرحزاست،
شما که در سفرِ پُرهراسِ زندگی، مردان را
در آغوشِ خویش آرامش بخشیدهاید
و شما را پرستیده است هر مردِ خودپرست، ــ
عشقِتان را به ما دهید
شما که عشقِتان زندگیست!
و خشمِتان را به دشمنانِ ما
شما که خشمِتان مرگ است!

به گزارش خبرنگار مهر، محمد نوری که حدود یک سال درگیر بیماری سخت و بدخیم بود و برای چندمین بار در سه ماه گذشته در بیمارستان بستری شد امشب دارفانی را وداع گفت.
داود گنجه ای موسیقیدان پیشکسوت و قائم مقام خانه موسیقی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره زمان تشییع پیکر استاد نوری گفت: زمان دقیق تشییع پیکر استاد نوری به زودی اعلام خواهد شد.
وی ادامه داد: به احتمال زیاد پیکر استاد دوشنبه از مقابل تالار وحدت تشییع خواهد شد.
محمد نوری از خوانندگان مطرح و پرمخاطب دهه چهل که از همان اوان پا روی دنیا گذاشت در دهه نهم زندگیش، دنیا را با صدای ماندگار خود تنها گذاشت.
نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی "سیروس شهردار" و "فریدون فرزانه" و"مصطفی پورتراب" رفت و از آنها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز کلاسیک را نزد ئولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه ای که به سختی می توان آن را در زیر شاخه ای از شاخه هایی چون پاپ، کلاسیک و... گنجاند.
اجرای ترانه های مختلف محلی آذری ، گیلکی، شیرازی و... اوهمچون "جان مریم"، "شالیزار"،"واسونک"،"جمعه بازار" و... به لحاظ احساس و لهجه در نهایت زیبایی و استادی است.
نوری علی رغم تمامی این تواناییها و موقعیتهای هنری هیچگاه در پی مال اندوزی و بساز و بفروشی نرفت اما از سوی دیگر به لحاظ پایبندی به اخلاقیات و پرهیز از دروغ و فریب به جایگاه والایی در بین مخاطبان و در اجتماع دست یافت.
این چهره دوست داشتنی و متین چند سال پیش از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.
اینک این مرد هنر و اخلاق و این اسطوره موسیقی مردمی که صدا و طنین دلنشینش روح و روان هر شنونده ای را نوازش می کند دنیا را ترک و به دیار باقی شتافت.
وبلاگ تحریر درگذشت این استاد بزرگ موسیقی را به جامعه هنری کشور تسلیت می گوید.
نفسم گرفت ازاین شهر، دراین حصار بشکن
در این حصـار جــــادویـــی، روزگــــار بـشـکن
به جـــنون صـلابـت صخــره کوهســار بشکن
تــوکـه تـرجــمـان صبــــحی بـه ترنـم و تــرانه
لــب زخــم دیـــده بگشـا، صـف انتظار بشکن
تو به آذرخشی این سایه دیــوســار بـشــکن
زبـــرون کـســـی نـیـایـد چـو به یاری تو، ابنجا
تو ز خــویـشـتـن بـرون آ، سـپــه تـتـار بشـکن
تو خود آفتاب خــود باش و طلسم کار بشکن
بسرای تا که هستی که سرودن است بودن
به تـرنـمــی دژ وحــشــت ایـن دیـار بــشـکـن
«استــــاد محـــمدرضــا شــفـیعی کـدکـنی»

فرید دهدزی: مصاحبه حاضر به 35 سال پیش همزمان با 35 سالگی افتتاح رادیو، در برنامه ویژه شما و رادیو به تهیهکنندگی جناب شاهرخ نادری صورت گرفته است. مصاحبهکننده خانم فروزنده اربابی، از گویندگان خوشنام آن سالهای رادیو، به ویژه برنامه شما و رادیو بود. در این ویژهبرنامه چهرههایی مانند مرتضی نیداود، مجید وفادار، علیاکبر شهنازی و ... به عنوان نخستین نوازندگان رادیو، نیز حضور داشتند.
حضور فرامرز پایور در رادیو، آن هم در برنامه شما و رادیو، بسیار جای تعجب است؛ زیرا با توجه به حضور فرامرز پایور در وزارت فرهنگ و هنر و عدم امکان فعالیت کارمندان این وزارت در رادیو، نشان از اهمیت این ویژهبرنامه و برنامه ویژه دارد. این برنامه اخذ شده، از یک نوار ریل است. ریختگی نوار موجب حذف بخش انتهایی گفتگو از نوار شده است. تلاش بسیاری برای پیدایی بخش پایانی صورت یافت که سرانجامی نداشت. زیرا سخنان پایور مانند سازش، دارای اهمیت است. گواینکه راوی نقاط اصلی تاریخ موسیقی ایرانی است. بگذریم از اینکه پایور، برخلاف نسل بعد از خود، کمسخن، ولی پرساز و کار بود. ساز و کارش، همچون کلام سعدی، خط میر، و ساز استاد جلیل شهناز، پر مغز و نغز است. مصاحبه کوتاه است. اما مطالبی بیان میشود که راوی برخی مطالب بدیع تاریخی است؛ از جمله اینکه در ارکستر مجید وفادار ساز سنتور نیز وجود داشت و از همه مهمتر نوازنده این ارکستر خود پایور بود. نکته دیگر اینکه زمانی پایور، رضا شفیعیان را به عنوان بهترین شاگرد سنتور خود برگزیده بود.
درباره استاد پایور نکتهای عرض میشود که ضمن ارتباط با مصاحبه حاضر، بیانکننده مطلب مهم، کمتر شنیده شده که هم مرتبط به تأثیر فرامرز پایور در موسیقی ایرانی، به ویژه ساز سنتور و هم روشنکننده نقاط مبهم تاریخی است. این مسئله را زیاد شنیدهاید که مشیر همایون شهردار، به عنوان مسئول شورای موسیقی رادیو در دهه سی، طی بخشنامهای استفاده از ساز سنتور را در ارکسترها و حتی دونوازیها، ممنوع اعلام میکند. شهردار، براساس یکسری از اسناد موجود در رادیو و برخی شواهد، با مرحوم صبا اختلافات بنیادینی داشت. یکی از این اختلافها، به موضوع ممنوعیت ساز سنتور نیز مربوط بود. صبا با توجه به نفوذی که در رادیو داشت، بدون اهمیت به دستورعمل مشیرهمایون، از این ساز استفاده کرد. نوازنده این ساز هم کسی نبود جز فرامرز پایور. برنامههای مختلفی صبا به همراهی پایور داشت که با خوانندگی خانم آذر عظیما (همسر مرتضی حنانه و خواننده دهه 1330) نیز همراه بود. اقبال از این دست برنامهها، موجب شد که چند ترک از آنها، در برنامههای نخستین شاخه گل، نیز پخش شود. درباره برنامه گلها، باید یادآور شد که به اذعان عمده گلهاشناسان و تصدیق دستاندرکاران برنامه گلها، نخستین برنامه گلها، موسوم به گلهای جاویدان و سپس با اندکی فاصله، گلهای رنگارنگ در اواخر سال 1336 بود. برنامه شاخه گل، سیاست واحدی مانند گلهای رنگارنگ را مدنظر نداشت. کمتر تولیدی، بیشتر برآمده دیگر برنامههای موسیقی، مانند برنامه موسیقی ایرانی، حتی خود برنامه گلهای رنگارنگ و ... بود. البته برخی از برنامههایی که سطح آن متفاوت از گلها بود و مدیریت آن حسین پیرنیا، آن را نمیپسندید، به تناوب در شاخه گل، عرضه میشد. یا حتی برنامههای مؤثر و با ارزش که اساساً متناسب با ساختار هیچیک از برنامههای مشخص موسیقی نبود، در این برنامه عرضه میشد. تنوع در شاخه گل بسیار زیاد است. تاریخ اجرای آن هم از سال 1337 به بعد، حتی در سالهایی غیر منظم، پخش میشد. شمارگان 1 و 2 شاخه گل، مختص به برنامههای اجرا شده صبا، پایور و عظیما بود. این اجراها به سال 1335 برمیگردد. بنابراین به لحاظ اجرایی میتوان شاخه گل را نخستین برنامههای اجرایی مربوط به گلها دانست. نتیجه اینکه پایور بعد از حبیب سماعی، نخستین نوازنده رسمی رادیو بود. افزون براین نخستین نوازنده برنامه گلها نیز محسوب میشود. این است که هرجای تاریخ موسیقی معاصر را دست بگذاریم، نام فرامرز پایور همچون نگین انگشتری میدرخشد.